تبليغاتX
کوچنان - زبان وفرهنگ بومی کوچنان (قسمت اول)
کوچنان
www.koochenan.ir پایگاه اطلاع رسانی روستای کوچنان www.koochenan.ir

شهدای روستای کوچنان


 
تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388

اَ لَش : چرای عصر گاهی که بعد از دوشیدن گوسفندان درصبح صورت می گیرد، قبل ازچرای شب

اِزگِمِه : استفراغ

اِزگِه : قسمت کوچکی از خوشه ی انگور

اِسپِراندَن : فشردن به معنای عام به معنای خاص بیشگون گرفتن

اِسکِت : پایدار محکم (این لغت برای وقتی که موجود زنده ای می تواند روی پای خود با یستد بکار می رود )

اِسکول : مکانی درزیر سنگ های بزرگ که برای در امان ماندن ازدست جانوران و باران به زیر آن پناه می برند

اَسِلِه: استخرکوچک

اِسِه : حا لا؛ تا یِسِه : تا حا لا

اِقوز(آقوز) : گردو

اَل : به نوعی درخت که بدون میوه است ودارای چوب سختی است وبرگ آن درصورت برخورد با پوست انسان سوزش ضعیفی ایجاد می کند

اَوِرس(اُرس) : به نوعی درخت خودرو مانند کاج ولی کوتاهترومحکم تر

اولِنگ : وسیله ای که از برگ توت ساخته می شود همچنین باچوب های نازک نیز می سازند

اِیزار : پارچه ای مخصوص برای قرار دادن خوراکی اعم از نان وغیره

بال : دست

بال اِسکو : آرنج

بِستوپِنیر: پنیر کهنه

بَسِرِستی : یخ زده شده

بِلوُا : وسیله ای شبیه بیل کوچکِ برعکس که معمولاً برای آبیاری باغ های کوچک بکار می رود

بوئَه : نوعی علف خود رو که برای تامین علوفه گوسفندان در زمستان
،در تا بستان در کوه ها چیده می شود و خشک می شود ودارای بوی خاصی است.

بِوتِه : مال اخته شده

بوریج : برو کنار

بی چوال : بی عُرضه

بِیا لِس : نوعی گیاه خود رو وتیغ دار که بار آن زرشگ می باشد (به خود زرشگ هم گفته می شود

بیشتی : ته دیگ

پابجار : به معنای عام به کفش می گویند(به جز دمپایی)

پِرجین : الک

پَس پُسا : ترسا ،برعکس

پِلیامی : به هوایی نه چندان خشک و نه چندان بارانی ،در مورد زمینی که آ ماده شخم زدن است نیز بکار می رود.

تاش: یک پرتگاه با شیب بسیار زیاد که معمولا سنگی می باشد.

تال:کود گوسفندان را وقتی به صورت قالبهای از کف طویله جدا می کنند و برای سوخت در زمستان استفاده می شود.

تَبِک : سینی

تَسِنگال : هول دادن ناگهانی به شخصی

تُلُم : گوساله دوساله (ماده )

تَلِه : تله ; سنگ بسیار بزرگ، چه تنها ، چه به هم پیوسته

تَم : این لغت برای وقتی که بچه ایی در حال گریستن است وساکت می شود بکار می رود

تُنِکِه : شرت،شلوارک

تِوا : باد کردن اعضای بدن بواسطه آسیب دیدن ;تاب وسیله بازی ;سر درد وسر گیجه

توسک : بزغاله یکساله

توقولی : بره دوساله

تول : گل آلود ،معمولا برای آب بکار می رود



ارسال توسط روزبه

خرید شارژ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود